[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي ساختار مؤسسه گروه های پژوهشی اخبار و رویدادها جستجو ثبت نام تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
مدیریت مؤسسه::
گروه های پژوهشی::
پروژه ها::
فصلنامه توسعه دانش بنیان::
مقالات کاری::
پایش توسعه ایران::
نقد و بررسی سیاست ها ::
بازار نوآوری::
ساختار مؤسسه::
اخبار رویدادها::
آشنایی با پایگاه::
عضویت در پایگاه::
تسهیلات پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: نقدی بر نظام تامین و تخصیص منابع مالی در صنعت آموزش عالی ایران ::

 نقدی بر نظام تامین و تخصیص منابع مالی در صنعت آموزش عالی ایران

  دکتر یعقوب انتظاری

  آموزش عالی یک خدمت خصوصی (رقابتی در مصرف و محدودیت پذیر در استفاده) است. بنابراین، برای آموزش عالی بازاری وجود دارد که در آن افراد آموزش عالی را با دو هدف مصرف (برای مطلوبیت آنی) و سرمایه گذاری (برای مطلوبیت آتی) تقاضا می‌کنند؛ و موسسات آموزش عالی نیز عرضه کننده خدمات آموزش عالی هستند. در بازار خدمات آموزش عالی، تقاضا کنندگان برای دسترسی به بهترین فرصت آموزشی (یادگیری) و عرضه کنندگان برای کسب بیشترین منابع مالی و جذب بهترین دانشجویان با یکدیگر رقابت می‌کنند. به عبارت دیگر، نظام آموزش عالی یک صنعت است. در این صنعت دانشجویان و خانواده های آنها مشتریان خدمات آموزش عالی، و دانشگاهها و موسسات آموزش عالی تولید کننده دانش و عرضه کننده خدمات آموزش عالی هستند.

دفعات مشاهده: 1681 بار   |   دفعات چاپ: 196 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: ضرورت ساخت اکوسیستم های کارآفرینی مبتنی بر دانشگاه در ایران ::

نویسند: دکتر یعقوب انتظاری

بر پایه مراحل توسعه اقتصادی، مجمع اقتصاد جهانی نظام های اقتصادی دنیا را در پنج گروه  دسته بندی کرده است: 1-اقتصادهای مبتنی بر منابع، 2-اقتصادهای مبتنی بر کارایی، 3-اقتصادهای مبتنی بر نوآوری، 4-اقتصادهای در حال انتقال از مرحله اول به دوم و 5-اقتصادهای در حال انتقال از مرحله دوم به مرحله سوم. در رتبه بندی سال 2014  این سازمان از رقابت پذیری اقتصاد های دنیا، اقتصاد ایران رتبه 83 ام را کسب کرده است که  یک کشور در حال انتقال از مرحله اول به مرحله دوم محسوب می شود. معهذا، وضعیت رقابت پذیری اقتصاد ایران نسبت به سال 2010(چهار سال قبل) 14 واحد کاهش یافته است(World Economic Forum, 2010; 2014). این مسأله باعث افزایش شکاف توسعه اقتصاد ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته و بعضی از کشورهای منطقه شده است. اقتصاد ایران برای کاهش شکاف توسعه و بهبود وضعیت رقابت پذیری اش در آینده، راهی جزء پیروی از راهبرد «توسعه مبتنی بر دانش » ندارد و باید تلاش کند به یک اقتصاد مبتنی بر دانش تبدیل شود.

 پیروی از راهبرد توسعه مبتنی بر دانش به معنی توسعه اقتصاد دانش، به مثابه زیر نظامی از نظام اقتصادی و نیرو محرکه توسعه، است. تحلیل های صورت گرفته  از اقتصاد دانش ایران(انتظاری،1392) حکایت از آن دارد که مهمترین ضعف این اقتصاد در تولید و بهره برداری از ایده و دانش جدید است که با مکانیسم های نوآوری و کارآفرینی صورت می گیرد.  بعضی از ادبیات( Al-Mubaraki et al, 2015) به صراحت نشان داده اند که دستیابی به اقتصاد مبتنی بر دانش نیازمند ایجاد اکوسیستم های نوآوری وکارآفرینی مبتنی بر دانش در سطح محلی و ملی است. اولین قدم برای ایجاد چنین اکوسیستم هایی طراحی چارچوب مفهومی برای آنها است. این در حالی است که در ایران نه تنها چنین طرح های مفهومی توسعه نیافته است، حتی مطالعه ای در رابطه با اکوسیستم های نوآوری و کارآفرینی مبتنی بر دانش صورت نگرفته است.

دفعات مشاهده: 1794 بار   |   دفعات چاپ: 198 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: ساخت جامعه یادگیری تنها راه توسعه تعامل بازارهای آموزش عالی و سرمایه انسانی در ایران ::

نویسنده: دکتر یعقوب انتظاری

طبق آمارهای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 حدود21درصد از نیروی کار فعال کشور دانش آموخته موزش عالی بودند که حدود 15.3درصد از آنها بیکار بودند. بیشترین و کمترین نرخ بیکار به ترتیب متعلق به رشته های تحصیلی کشاورزی(20.1درصد) و بهداشت و رفاه(9.6درصد) بود. این در حالی است که به تنها10.6درصد دانش آموختگان کشاورزی در شغل‌های مرتبط شاغل هستند. این امر باعث می شود آموزش عالی اثربخشی و بازدهی خصوصی و اجتماعی لازم و کافی را نداشته باشد.      

این مسائل عمدتاً از  فقدان تعامل بازار خدمات آموزش عالی و بازار کار ناشی می شودکه تاکنون صرفاً از چشم انداز برنامه ریزی نیروی انسانی با رویکرد کلان  مورد توجه قرار گرفته است(انتظاری، 1388). اما امروزه محققان در سطح جهان (از جمله،Schuller and Field,1998; Rine,1998; Coffield, 1994, 1996; Rees, 1997  ) و سیاست گذاران توسعه اشتغال(OECD, 2000, 2009; CISCO, 2010) بر این باورند که برای توسعه اشتغال دانش آموختگان در عصر دانش باید «جامعه یادگیری» بنیاد نهاد.

طی سی سال گذشته علیرغم افزایش جمعیت تحصیل کرده نرخ اشتغال، بهره وری نیروی کار و بازدهی خصوصی و اجتماعی آموزش عالی افزایش قابل توجهی نداشته است. این امر باعث عملکرد ضعیف اقتصاد ایران در درون و فقدان توان رقابتی در بیرون شده است. به نظر می رسد این مسأله عمدتاً ناشی از عدم پیوند بازار خدمات آموزش عالی و بازارکار بوده است. بنابراین، هدف این طرح ارائه راهکار اساسی برای توسعه پیوند بازار خدمات آموزش عالی و بازارکار است(تصویر1). این راه‌کار «ساخت جامعه یادگیری» نامیده شده است. ارائه این راه کار نیازمند پاسخ به سوال‌های زیر خواهد بود:

  1. جامعه یادگیری چیست؟
  2. چه کشورهایی برای ساخت جامعه یادگیری کوشش کرده‌اند؟
  3. کدام کشورها در ساخت جامعه یادگیری موفق تر بوده‌اند؟
  4. در ایران چه کوشش‌هایی بر ای ساخت جامعه یادگیری صورت گرفته است؟
  5. برای ساخت جامعه یادگیری در ایران چه کار باید کرد؟

دفعات مشاهده: 1683 بار   |   دفعات چاپ: 204 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
:: نیازسنجی سرمایه انسانی برای تحقق اقتصاد دانش ینیان ::

نویسنده: دکتر یعقوب انتظاری

انباشت سرمایه انسانی ویژه اقتصاد مبتنی بر دانش و تربیت انسان‌هایی با شایستگی های کانونی در ایران، نیازمند تحولات اساسی در نظام آموزش عالی ایران، بازآفرینی آن و ساخت یک نظام یادگیری عالی است. این در حالی است که در تحقیقات گذشته( در خصوص نیاز سنجی و توسعه منابع انسانی) بیشتر جنبه های کمی سرمایه انسانی مد نظر بوده است و توجهی چندانی به محتوا و عمق یادگیری(دانش، بینش، نگرش، گرایش، توانش و  ارزش) سرمایه انسانی، و در نتیجه بازآفرینی نظام آموزش عالی نشده است. 

دفعات مشاهده: 8218 بار   |   دفعات چاپ: 262 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
>
:: مسأله عدم هماهنگی نظام آموزش عالی و نظام اشتغال در ایران ::

نویسنده: دکتر یعقوب انتظاری

مجمع جهانی اقتصاد[1] در گزارش‌های خود اقتصاد‌های جهان را براساس مراحل توسعه به سه گروه عمده یعنی اقتصادهای مبتنی‌بر منابع، اقتصادهای مبتنی‌بر کارآیی  و اقتصادهای مبتنی‌بر نوآوری(دانش)  تقسیم کرده است. طبق آن اقتصاد ایران یک اقتصاد توسعه نیافته و مبتنی‌بر منابع مادی است (WEF,2013). بدون شک ایران خواهان حرکت در مسیر توسعه و دستیابی به اقتصاد مبتنی بر نوآوری(دانش) است. عامل کلیدی رشد و توسعه هر نظام اقتصادی، توسعه توانایی‌ها، قابلیت‌ها، گرایش‌ها و ارزش‌های نیروی انسانی است که«سرمایه انسانی[2]» نامیده می شود. توسعه سرمایه انسانی وقتی اثربخش و ثمربخش خواهد بود که نظام آموزشی با نظام اشتغال هماهنگ باشد. این دو نظام وقتی هماهنگ خواهند بود که استاندارهای آموزشی بر پایه استانداردهای شغلی تعریف شود. در اقتصاد ایران  با توجه به سطوح شغلی و سطوحی آموزشی(رسمی و غیر رسمی)، سرمایه انسانی را به سه سطح می توان تقسیم کرد: سرمایه انسانی ابتدایی، سرمایه انسانی متوسطه و سرمایه انسانی عالی. در سطوح ابتدایی و متوسطه کم و بیش بین نظام آموزشی و نظام اشتغال هماهنگی وجود دارد. اما در سطح عالی استانداری برای شغل های مبتنی بر دانش و در نتیجه آموزش عالی تعریف نشده است. بنابراین، هماهنگی لازم بین نظام آموزش عالی و نظام اشتغال مبتنی بر دانش وجود ندارد. عدم هماهنگی بین نظام های یادشده، مسائلی مانند آموزش نامربوط، بیش‌آموختگی و کم آموختگی را دراقتصاد ایران به وجود آورده و موجب کاهش اثربخشی و ثمربخشی آموزش عالی در ایران شده است.

برای ایجاد هماهنگی کامل(کمی و کیفی) بین نظام اشتغال مبتنی بر دانش و نظام آموزش عالی و توسعه اثربخشی و ثمربخشی  آموزش عالی دو شرط لازم است: 1-تعریف استاندارد های آموزش عالی بر اساس استانداردهای شغل های مبتنی بر دانش؛2- پذیرش دانشجو بر اساس تقاضای شغل های استاندارد مبتنی بر دانش از سرمایه انسانی عالی استاندارد. تحقق شرط اول مستلزم نیازسنجی کیفی سرمایه انسانی عالی است؛ شرط دوم نیز با نیازسنجی کمی سرمایه انسانی عالی محقق می شود. بنابراین، هدف طرح حاضر نیازسنجی کیفی و کمی سرمایه انسانی عالی است. این کار درشش مرحله به شرح زیر قابل انجام است:

1-تعریف استاندارد های شغلی؛

2-تعریف استانداردهای ارزشیابی شغلی؛

3-تعریف استانداردهای آموزش عالی براساس استاندارد های شغلی

4-توسعه برنامه های درسی براساس استانداردهای آموزش عالی

5-نیازسنجی کمی نیروی انسانی برای شغل های استاندارد

6-استاندارد سازی پذیرش دانشجو

همچنین،بررسی نماگرهای بین‌المللی نشان می‌دهد که ایران در میان 148 کشور جهان از نظر بهره‌وری نیروی کار رتبه 130 را داشته است(WEF,2013)؛ و از نظر جذب دانش، اشاعه دانش، خلاقیت و نوآوری که بطور مستقیم وابسته به سرمایه انسانی عالی وابسته هستند، در میان 145 کشور جهان به‌ترتیب رتبه‌های125، 138، 127 و 120 را کسب کرده بود(INSEAD and WIPO,2013). این وضعیت از عدم اثربخشی سرمایه انسانی عالی در ایران حکایت دارد. بعضی از سیاستگذاران عدم اثربخشی سرمایه انسانی عالی را ناشی از کیفیت پایین آموزش عالی می‌دانند؛ در مقابل، برخی دیگر از سیاستگذاران و مدیران اجرایی مشکل را از دانش بری پایین فعالیت های اقتصادی و عدم نیاز به سرمایه انسانی عالی می پندارند(انتظاری،1393). تحلیل این دو نگاه به مسائل سرمایه انسانی عالی، ما را به این واقعیت می رساند که عدم اثربخشی سرمایه انسانی عالی در ایران از عدم هماهنگی نظام آموزش عالی و نظام اشتغال ناشی می شود. حال این سؤال مطرح می شود که چگونه می توان بین این دو نظام هماهنگی ایجاد کرد؟ در کشورهای پیشرفته این هماهنگی از طریق تعریف استانداردهای آموزش عالی بر اساس استانداردهای  شغلی مبتنی بردانش  حاصل شده است. متأسفانه در ایران هنوز استانداردهای شغلی مبتنی دانش تعریف نشده است. یعنی برای ایجاد هماهنگی بین نظام های یاد شده ابتدا باید استانداردهای شغلی مبتنی بر دانش را تعریف کرد، آنگاه اقدام به تعریف استانداردهای آموزشی و نیازسنجی نیروی انسانی نمود.


[1]-World Economy Forum (WEF)

[2] -Human Capital Development

دفعات مشاهده: 1712 بار   |   دفعات چاپ: 208 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
::
مؤسسه پژوهش و توسعه دانش بنیان Institute of Research and Knowledge-based Development

نقل از مطالب سایت با ذکر نام نویسنده و  عنوان سایت بلامانع است.

Persian site map - English site map - Created in 0.05 seconds with 60 queries by YEKTAWEB 3767